حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

پيشگفتار 9

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

قزوين منصرف نمايد ، و بر سكونت در دشت قم متمايل كند . و احوص به عنوان آخرين اقدام براى گسستن پيوندهاى خاندانش با كوفه ، تمامى املاك و زمينهاى آنان در كوفه را بفروخت ، و از اين راه به ثروت كلانى - مبلغ پنجاه هزار دينار طلا - دست يافت ، و بدين وسيله توانست پشتوانه مالى قدرتمندى براى خاندانش فراهم كند ، و موقعيت خود را مستحكمتر نمايد . و در اين هنگام ( يزدانفاذار و وجوه اشراف آن ناحيت از عبد الله و احوص درخواه كردند كه ميانه ايشان كتابى و عهدنامه‌اى باشد مشتمل بوفاى عهود ، و محافظت يكديگر در نفس و مال ، و با يكديگر مصادقت و راست گفتارى شعار كردن ) ، آنگاه همگى اين عهدنامه و قرارداد را امضاء نموده ، و بر وفاى به آن تأكيد و تشديد كردند . و بدين گونه با امضاى اين قرارداد ، در سال 74 يا 75 هجرى ، اشعريان بطور رسمى و شرعى و قانونى بخشى از مردمان اين ناحيت شدند ، و از آنجايى كه اشعريان مسلمان بودند ، و نياز به عبادتگاهى جز آتشكده‌هاى مجوسيان داشتند ، أحوص بار ديگر توانايى خود را در بر طرف نمودن مشكل اشعريان - و بويژه برادر پرهيزگارش عبد الله را كه از نماز در سراهاى مجوس سر باز مىزد - ، نشان داد ، او نخست براى آنان نمازخانه‌اى از چادر بر پا ساخت ، تا در آن به راحتى به عبادت بپردازند ، و پس از جابجايى از زير چادران بدرون سراها و خانه‌هاى خود ، در پس سراى برادرش عبد الله ، مسجدى بساخت تا در آن به عبادت بپردازد ( و در قديم اين مسجد آتشكده بوده است ، احوص آن را خراب كرد ، و بجاى آن مسجد بنا نهاد ، و اوّل مسجدى كه بدين ناحيت بنا نهادند آن مسجد است ) . و بدين گونه كاروان اشعريان ، پس از سرگردانى توانست با درايت و كفايت احوص سامان يابد ، و در سرزمينى استقرار يافته ، و به تلاش براى زندگى بپردازد . با توجه به پيشينه سپاهىگرى و جنگاورى و دولتمردى اشعريان ، و پستى حرفه كشاورزى و تجارت در ميان عربها ، بسيار بعيد است كه اشعريان كشاورزان قابلى باشند ، ليكن به نظر مىآيد ثروت كلان حاصل از راه فروش املاك و مستغلات كوفه ، و ارزانى قيمت